واژه زمان

تجربه شهریار عیوض‌زاده از گذر زمان

گمانه‌زنی و تصور در مورد واقعه‌ی کشتی‌های غزه

شهریار عیوض‌زاده هرچیزی

داستان کشتی‌های کمک‌رسانی به غزه، برای اسرائیل هزینه‌ی بین‌المللی هنگفتی داشته و خواهد داشت. این مسئله باعث می‌شود که پیش خود فکر کنیم که آیا اسرائیل با در نظر گرفتن این هزینه باز به عمل خود مبادرت کرده و یا این که اسرائیل فکر می‌کرده که می‌تواند بدون این که داستان به اینجا برسد به نتایج مورد نظر خود دست‌ یابد ولی بعدا جریان وقایع از دست او خارج شده است.

واقعیت این است که با توجه به تمامی جریانات و فشارهایی که در طول چندین سال گذشته از جانب اسرائیل به فلسطینی‌ها انجام پذیرفته است به نظر می‌رسد که یکی از سیاست‌ها و استراتژی‌های اصلی دولت‌های فعلی اسرائیل حذف و سرکوب هر گونه خواسته‌ی معارض از جانب فلسطینی‌ها می‌باشد. بدین مفهوم که با یک سیاست «فشار بی‌پایان» اسرائیل سعی می‌کند تا فلسطینی‌ها را مجبور به ترک غزه (و شاید حتی کرانه‌ی باختری) و یا حداقل خاموش کردن هر نوع صدای معارض بنماید و نوعی «استیصال خودآموخته» را بر آنان جاری کند. در این راستا تحریم‌های هر ازگاهی نقشی اساسی در اجرای این سیاست بازی می‌کنند. آمدن و رفتن این تحریم‌ها فشار استیصال را حتی از حالتی که تحریم‌ها به صورت متداوم اعمال می‌شوند نیز بیشتر می‌نماید.

حال ابتکار فرستادن مستقیم کشتی های حامل کمک‌های اولیه می‌تواند که این استراتژی‌ را در خطر بیاندازد. حتی اگر که از لحاظ عملی، حجم این کمک‌ها قابل توجه نباشد اما از لحاظ روانی این کمک‌ها قادر خواهند بود تا حس استیصال را کاهش داده و عملا بخشی از سیاست و استراتژی اسرائیل در این مورد را عقیم بگذارد. با این اوصاف مشخص است که اسرائیل سعی می‌کند با یک برخورد سنگین این ابتکار عمل را خنثی کرده و همچنین از تکرار احتمالی موارد مشابه در آینده جلوگیری کند ( که به نظر می‌رسد حداقل این بخش دوم را به انجام رسانده است و تا مدتها کسی جرات تکرار این عمل را نخواهد داشت). بنابر این دولت اسرائیل به کاماندو‌های خود دستور می‌دهد تا با یک خشونت قابل توجه دست به متوقف کردن و دستگیری کشتی و کشتی‌نشینان بزنند.

اما در این جا دو فرضیه می‌تواند مطرح باشد. فرضیه اول این است که حتی کشته شدن تعدادی از فعالان حقوق بشر نیز جزو برنامه‌های از پیش تعیین شده بوده و اسرائیل حاضر شده تا با پرداخت هزینه‌ای سنگین (که برای اسرائیل که وجهه بین‌المللی آن نیز چندان مناسب نیست، این هزینه آنقدرها هم سنگین نیست) مسئله را فیصله بدهد. اما یک فرضیه دوم نیز وجود دارد و آن این که کسانی که دستور خشونت را به کاماندو‌ها داده بودند نتوانسته بودند که این قسمت ماجرا را پیش‌بینی کنند که کشتی‌نشینان ممکن است اندکی بیشتر از حد انتظار واکنش نشان بدهند (مثل پاسخ‌گویی با استفاده از میله آهنی و یا پرتاب کردن یکی از کاماندو‌ها به درون آب) . این گونه واکنش‌ها مخصوصا از جانب کسانی که در فضای فرهنگی خاصی بزرگ شده‌اند که خشم به راحتی می‌تواند منجر به خشونت فیزیکی شود (مثل زمینه‌ی فرهنگی موجود در خاورمیانه) عجیب و غیر قابل پیش‌بینی نیست. توجه شود که این واکنش‌ها با این وجود که اسم خشونت به خود دارند نهایتا برای یک گروه کاماندو کاملا بی‌آزار هستند. یعنی کل ماجرا با یک تیر هوایی تمام می‌شود و فرد به درون آب افتاده هم شناکنان خودش را به جایی می‌رساند. اما مسئله شاید در این بوده (گمانه‌زنی و تصور من و لب کلام این پست) که کسانی که از بالادست بی‌محابا دستور خشونت را صادر کرده بودند تصور نمی‌کردند که کاماندو‌های آنها با در دست داشتن چنین دستوری، در واکنش مرحله سوم (کنش کاماندو‌ها، واکنش کشتی‌نشینان، واکنش مرحله سوم کاماندو‌ها) دست به قتل تعدادی از این کشتی‌نشینان بزنند و داستان را به اینجا که اکنون رسیده برسانند.

یکی از فروضی که در این زمینه عنوان می‌شود این است که کشتی‌نشینان با پیش‌بینی تمامی این موارد دست به انجام چنین بازی زده‌اند که نهایت آن به هر صورت برد بوده است (چه تحریم‌ها را بشکنند و چه این که گرفتار داستانی این چنین شوند) اما به نظر من کشته شدن آدم‌ها چیزی نیست که در برنامه‌های آنان قابل گنجاندن باشد و کشتی‌نشینان تصوری بیش از زندانی شدن نداشته‌اند.

در واقع شاید بتوان گفت که گرفتاری امروز اسرائیل یک نوع گرفتار شدن در بازی حوادث است که برای کسانی که راهبرد اخلاقی به مسائل ندارند و صرفا همیشه فکر می‌کنند توان کنترل حوادث در دست آنان خواهد بود، به هر حال یک زمان‌هایی رخ می‌دهد.

این واقعه اگرچه شاید که باعث قطع ابتکار شکستن تحریم‌ها شود اما وجه‌ی اسرائیل را در یک سطح دیگری مطرح خواهد کرد و دولت‌ها را مجبور به واکنش مشخص در حال حاضر و در کوتاه مدت آینده خواهد نمود. به نظر می‌رسد دولت‌هایی که هیچ علاقه‌‌ای به نشان‌ دادن این واکنش ندارند، ترجیح می‌دهند که بگویند که منتظر نتیجه بررسی‌ها هستند. البته این استدلالی منطقی است اما شاید هدف این دولت‌ها واقعا نشستن در انتظار نتایج نباشد بلکه ترجیح می‌دهند با این بهانه دوران پیک بحران را بگذرانند تا بعدا بر حسب منافع خاص خود تصمیم به واکنش و یا عدم واکنش و یا چگونگی واکنش بگیرند. همچنین این واقعه سیاست‌های میانه‌رو نسبت به اسرائیل را در کشورهای متصادم با اسرائیل (مثل کشورهای اسلامی) تحت فشار قرار خواهد داد. کشوری مثل ترکیه هم که شخص سوم این داستان است و حزب اسلام‌گرای حاکم بر آن با این واقعه فضاهای جدیدی برای عملکرد خود خواهند یافت. نهایتا این که هزینه دوستی با اسرائیل شدیدا بالا رفته و این مسئله را هم اسرائیل و هم دولت‌های دوست آن به خوبی درک می‌کنند و مجبور به اعمال سیاست‌های آتی (حداقل کوتاه مدت) خود با توجه به این حقیقت خواهند بود.

۳ دیدگاه

حوادث رو نمیشه در صد رد صد مواقع کنترل کرد اما همیشه دمپرهایی وجود داره… بعد از اینکه سر و صداهای رسانه ای خوابید دمپرها در رده های بالای مدیریتی جهان، شروع می کنن به جذب نیرو و مسئله رفع و رجوع میشه. چون واقعیتی در مورد اسراییل وجود داره و اون اینکه، دنیا، مخصواً دنیای مدرن نمی تونه فشار به این کشور رو از یک حدی بیشتر بکنه چون اسراییل نماد دموکراسی و نماینده مدنیت مدرن در قلب خاورمیانه ست. از طرفی هر واکنش رادیکال نسبت به اسراییل، واکنش رادیکال تری رو می تونه باعث شه. در نتیجه نمی تونن کاری کنن کشور یکه نماد دموکراسی و لیبرالیسم بود دستی دستی به قهقهراء رادیکالیسم بیفته! .. چون در اون صورت پرسیده خواهد شد شما که مولود لیبرال خودتون رو به این روز آوردید چطور خواهید توانست دیکتاتوری های منطقه رو به سمت تسلیم شدن تدریجی بکشونید؟ مسئله فقط بمب و راکت و این حرف ها نیست.. مسئله، مسئله اعتباره !

ارسال شده توسط Eric Calabros, مورخ ۱۱ خرداد ۱۳۸۹, ۳:۳۱ ب.ظ. #.

در مورد این‌که پیش‌بینی کشتار می‌شده یا نه تا حدی موافقم ولی نه کاملا. هم نیروهای اسرائیلی و هم داوطلبان امدادرسانی می‌دانستند که به چه شرایطی رو به رو خواهند شد. نیروهای اسرائیلی چه در سطح فرماندهی و چه در سطحی اجرا کاملا حرفه‌ای هستند (در عالی‌ترین سطوع جهانی) و تصور این‌که غافلگیر شده باشند خنده‌دار است. در مورد داوطلبان اما احتمال این‌که تصور خشونت در حد کشتار را نداشته‌ می‌بودند بیشتر است اگر چه آن‌ها هم می‌دانستند که با طرف خشن و بی‌اخلاقی درگیر هستند و فکر می‌کنم دست‌کم بخش بزرگی از آن‌ها آمادگی مواجه شدن با واکنش تند نیروهای اسرائیلی را داشته‌اند.

در مورد موفقیت اسرائیل در جلوگیری از ارسال مجدد کمک‌ها به غزه کاملا تردید وجود دارد. در واقع بازی الان کاملا دست ترکیه است و فکر می‌کنم در صورت تمایل این کشور به تشدید بحران و آوردن فشار بیشتر به اسرائیل، می‌تواند اقدام به حمایت از ارسال کمک‌های بیشتر به اسرائیل کند و اتفاقا این‌بار هزینه‌ی برخورد قهرآمیز از سوی اسرائیل با این نیروهای کمکی بسیار بالاتر خواهد بود. به خصوص این‌که ترکیه می‌تواند این بار نیروهای امدادی را اسکورت نظامی کند که عملا اسرائیل را در موضع آچمز قرار خواهد داد.

ارسال شده توسط بامداد, مورخ ۱۱ خرداد ۱۳۸۹, ۷:۴۳ ب.ظ. #.

———————————————————————————————————–
بحث اسکورت نظامی فقط درون آب‌های بین‌المللی معنی دارد و احتمالا تا خود ساحل امکان‌پذیر نیست. اصلا یکی از چیزهایی که نمی‌فهمم این است که چرا اسرائیل نگذاشت که کشتی از آب‌های بین‌المللی خارج شود و بعدا به آن حمله کند. به هر حال باید منتظر ماند و دید که ترکیه چه می‌کند اما فکر کنم که اصولا کسی سعی نکند مسئله را از این که هست بحرانی‌تر بکند.
در ضمن یک نکته اخلاقی جالب در این داستان هم این است که مرگ خود فلسطینی‌ها در غزه (سال گذشته) شاید کمتر از مرگ کمک‌رسانان سر و صدا کرده
————————————————————————————————————-

ارسال شده توسط شهریار عیوض‌زاده, مورخ ۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۲:۳۶ ق.ظ. #.

ارسال دیدگاه!



پیام



واژه زمان © 2007.

ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.

WordPress