صبح تا ظهر را «آهنگهای عاشقانه» چکنواریان گوش داده بودم و در مورد چیزهای مختلف فکر کرده بودم. بعدازظهر که شده بود پر از هارمونی و رنگ و تعادل و تصویر بودم. آن قدر انرژی داشتم که بعد از ظهر یک جمعه را کاری کنم. کاری که کردم این بود که رفتم نمایشگاه کتاب. سال [...]
” … زیرا مهمترین درسی که از تجارب خود در دوران جنگ داخلی گرفته بودم این بود که هرگز دربارهی یک جنبش سیاسی بر پایه هدفهایی که آشکارا اعلام میکند یا حتی واقعا در راه رسیدن به آنها میکوشد داوری نکنم، بلکه داوریم فقط بر اساس وسایلی باشد که برای رسیدن به آن هدفها به [...]
باز آمدم … رختهای وبلاگ خوریام را که مدتها چرک در گوشهای تلنبار شده بود ، همتی کردم و شستم تا مگر شوقش دوباره به سرم بیاید.
واژه زمان © 2007.
ساخته شده توسط Rodrigo آماده شده برای وردپرس فارسی و فارسی سازی شده توسط علی ایرانی.